من ی سه چهار سالی سال نذری میدم اش روز عاشورا ، با مامانم میپزیم اولا به خواهرام گفتم شما هم بیاین تو هزینش شریک بشید اش برا هممون هست ، ، بعد هزینه اش ک میپزیم زیاد میشه اونوقت خواهرای من ک از منم بزرگتر هستن ی سری نفری پنجاه تومن گذاشتن ، گفتیم اصل نیت ، بعد سر پخت آش ک میشد هر کاری ک میکردن میگفتن اش تو به ما چه ، میگفتم یعنی چی برا امام حسین مال من نیست نذری هیئت چرا منت میذارید ، موقع پخش ک میشد از ی ور ردیفی کاسه میچیندن ک کل دوستای شوهراشون کل فامیل شوهراشون بدن تا به مادرشوهرِخواهرشوهرشونم بدن، در حدی ک دو سوم دیگ میرفت من بال بال میزدم ک به هیئت برسه آخه اش اصلش برا اونجا بود اما اینا تو فامیل خودشون پخش میکردن ، شوهرم عصبی شده بود گفت بسه بقیش برا هیئت اینا بهشون برخورد گفتن حداقل باندازه پولی ک گذاشتیم ک حق داریم برداریم بعدم زحمت کشیدیم، و قهر کردن رفتن از سال بعدش هم نیومدن ، حالا هرسال ک نوبت نذری ما میشه چون خونه مامانم میپزیم ی هفته قبلش اونجا نمیان ک نکنه کاری باشه ک مجبور شن انجام بدن ، همشم پا تلفن به من تیکه میندازن ک مامان بخاطر نذری تو حرص میخوره خسته شد بنده خدا و....در صورتی ک مامانم عشق میکنه با جون و دل کار میکنه منم کمکشم تا اخرش
یِکاری کردی با من که یِجوری شَم، یِکار کردی چِشات تمومِ عالَم شه یِکار کردی بگم بی تو نمیتونَم، یِکار کردی دِلَم از ریشه آدم شه شُدی قلب و تَن و روحَم، شُدی بال و پَر و جونَم، شُدی همه ی منظورَم. شُدی گرمایِ این خونَم، شُدی هرچی که میدونم و رو هر صحبتِت زومَم
یِکاری کردی با من که یِجوری شَم، یِکار کردی چِشات تمومِ عالَم شه یِکار کردی بگم بی تو نمیتونَم، یِکار کردی دِلَم از ریشه آدم شه شُدی قلب و تَن و روحَم، شُدی بال و پَر و جونَم، شُدی همه ی منظورَم. شُدی گرمایِ این خونَم، شُدی هرچی که میدونم و رو هر صحبتِت زومَم