از نردبان بودن ، بسیار غمگینم ... از آسمان بودن ، بسیار غمگینم ... تمرین کنم باید ، دیوار بودن را... چون فوجِ ماهی ها؛ در نفت می میرم… دریای آلوده؛ دارد به آرامی، کم می کند از من، بسیار بودن را
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
از نردبان بودن ، بسیار غمگینم ... از آسمان بودن ، بسیار غمگینم ... تمرین کنم باید ، دیوار بودن را... چون فوجِ ماهی ها؛ در نفت می میرم… دریای آلوده؛ دارد به آرامی، کم می کند از من، بسیار بودن را
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
از نردبان بودن ، بسیار غمگینم ... از آسمان بودن ، بسیار غمگینم ... تمرین کنم باید ، دیوار بودن را... چون فوجِ ماهی ها؛ در نفت می میرم… دریای آلوده؛ دارد به آرامی، کم می کند از من، بسیار بودن را