نمیدونم چرا ی مدت خوبیم یهو تو زندگیمون بحث پیش میاد، دیشب شوهرم اومد بعد ی گونی 10کیلیویی کنار سالن بود من گذاشته بودم خودش بیاد جا بیابجا کنه چون واقعا برام سنگین بود، از صبحش کل خونه رو تمیز کرده بودم وقتی اومد شروع کرد غر زدن که چرا برنمیداری، مگه من حالم، واقعا شوک شدم، بعدشم خودش شروع کرد بااینکه خسته بود به حرف زدن اونم چی، ایراد گرفتن از من و منت گذاشتن، چرا گلاب زیاد استفاده کردی، من از وقتی ازدواج کردم پيش دوستام نمیرم، کلا داشت غر میزد، چیکارش کنم، اصلا عصبی شده