ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
سرچم اینا بود :شب ازدواج،،،چگونه بازیگران را عاشق خود کنیم،،رونالدو از چه دختری خوشش می آید😐😐😐😐
بچه که بودم توت فرنگی خیلی دوست داشتم واسه همین یه شب توت فرنگیامو با خودم بردم تو تخت که پیش خودم بخوابن ولی صبح بیدار شدم و دیدم توت فرنگی هام له شدن.اون موقع بود که فهمیدم اونی که دوسش دارم رو نباید ببرم تو تخت خوابم چون خراب میشه.یه آبرنگ خوشگل هم خریده بودم. یه روز بردمش مدرسه که به دوستام نشونش بدم ولی وقتی برگشتم خونه دیدم آبرنگم تو کیفم نیست و هیچ وقت نفهمیدم کی برش داشته.اون موقع بود که فهمیدم اونی که دوسش دارم رو نباید به کسی نشونش بدم چون ممکنه ازم بدزدنش بدون اینکه بفهمم کی این کارو کرده.یه کاسه خوشگل داشتم اونم افتاد شکست...چند روز پیش یه کاسه پر توت فرنگی بهم دادن که روش رنگ های آبرنگ بچگیم بود اما نگرفتمش! نخواستم مال من شه که نگران از دست دادنش شم.من انصراف دادم همیشه از دوست داشتن چون هیچ وقت نفهمیدم اونی که دوسش دارم رو چجوری باید نگه دارم...🖤
ی اهنگ گوش دادم تو ماشین هیچی هرچرت و پرتی یادم بود سرچ میکردم . اخرشم اهنگ یکی هست مرتضی پاشایی و اورد
دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
من توی نوشته هام از ایموجی استفاده نمیکنم..!اگه بهم قلب یا گل یا بوس یا هرچیز دیگه ای میدین و من متقابلا چنین ایموجی ای نمیدم ناراحت نشید... خدایا شکرت بابت همه چیز...چمدون به دست..صبح زود..یه هودی لش..سردی هوا..فرودگاه..و رفتن..اینا تنها چیزاییه که واقعا نیاز دارم... (من میگم کارما تو بخون کارِ ما!!!!)
من نوجوان بودم متوجه نبض تو شکمم شدم سرچ کردم با متن های بدی روبه رو شدم، میخواستم وصیت نامه بنویسم که دیدم تو خونه مون همه وقتی دراز میکشن شکمشون نبض داره خیالم راحت شد، روزای سحتی بود