فردا ظهرش که از از سر کار اومد گفت کسی نیومد دم در به خنده گفتم چرا سارا اومد الکی اونم گفت اتفاقا اگه بفهمن تو اینجایی میکشنت منم خیلی عصبانی شدم پا شدم اومدم این خونه زنگ زد که اره اینجوری میخوای ادامه بدی من تو این مدت که واسم خونه گرفته خیلیی بهش حس خوبی ندارم
گفت بعد ۳ ماه جوین نمیشیم اینطوری با این کارات گفتم نشیم حداقل جدا شدن واسه من راحت تر میشه با دیدن این رفتار تووو
کامل سرد شده اون خونه ای که باهم توش بودیم هی میگه خونه من خونه من یا خیلی حرکات زننده دیگه وقتی رفت واسه من وسایل خونه بگیره خیلی چیزایی که تو خونه خودش هست نگرفت و ......
الانم که دیگه زنگ نزده بهم با اینکه من تو این شهر غریبم😞