خواهرشوهرم خیلی بهم میگفت که بچه دار شو و چند سال بگذره دیگه نمیتونی و رحمت خشک میشه و...
چند ماه بعدش من حامله شدم و بچم سقط شد خواهرشوهرم که اومد خونمون برگشت گفت چرا اینقدر زود بچه دار شدی آخه حتما بخاطر سن کمته و ضعیفی و...
منم گفتم والله اونقدر همه گفتن زود بچه بیار و رحمت خشک میشه و... خودتم میگفتی دیگه مامانمم میگفت
حالا خواهرشوهرم رفته به مادرش گفته که محبوبه میگه تو گفتی من حامله شدم حالاهم که بچه سقط شد تقصیر توعه 😐😐
چندتا دروغ هم روش گذاشته و گفته
دیگه میخوام خیلی باهاش سرسنگین باشم
چجوری بهش بفهمونم که حرف زدنش بد بود