منو دوستپسرم یه دوستی داریم اونا تازه ازدواج کردن بعد دوست پسر من خیلی با پسره رفیقه دختره دوست من بود من آشناشون کردم الان ازدواج کردن
خلاصه ما هربار میریم بیرون اینام زنگ میزنن مارو پیدا میکنن وصل میشن بهمون ۴ تایی خوش میگذره منم جمع و دوسدارم ولی شوهرش زیاد خرج نمیکنه حس میکنم زرنگ بازی درمیارن به دوسپسرم میگم قبول نمیکنه
حالا امشب دوست پسرم برام لپ لپ خرید اینم گفت منم میخوام شوهرش عین خیالش نبود اینقدر گفت منم میخوام دوست من یکی ام برا اون خرید 😑😑😑منم یکم رفتم تو قیافه حالا میگه تو حسودی میکنی منم گفتم اینقدر خرج کن تا جونت دراد بدش اومد
حق با منه نه؟ من حسود نیستم