من نامزدم با باباش مشکل داره انتظار داره من همیشه جبران کنم رفتار های باباشو
خب منم از ی جایی به بعد خسته میشم
بخدا یادم نمیاد تو این دوسال ازش بپرسم خوبی بگه آره همش میگم خوب نیستم ، بدم .الان میگم چطوری میگه قلبم ده روزه درد میکنه
من خودم حالم زیاد خوب نیست ناراحتم از رفتار هاش از اینکه هیچ وقت خوب نیست
ولی بهش نمیگم ک فکرش درگیر نشه
اون فکر میکنه من دارم خوش گذرونی میکنم اصلا بفکر نیستم
الان هم بهم گفت فکرت جایی دیگه ای پیش من نیست