2777
2789
عنوان

درد

90 بازدید | 14 پست

دوستان یه مدته پاشنه ی دوتا پاهام درد میکنه ولی خار پاشنه نیست چون هم دوتا پتم هست هم اینکه دردش تا مچ پاهام هست کسی اینطوری بوده؟وقتی بیدار میشن ندارم این درد رو ولی وقتی سر پا می ایستم بعدش درد دارم

اوره یا چربی خونت بالاس احتمالا.شوهر منم درگیرشه.

من مادر نميشوم تا فرزندم  را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را  به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار  و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من پارسال آرمایش دادم چربیی خونم اوکی بود یعنی دوباره آزمایش بدم؟

ببین شوهر من حتی تو رختختوابم درد داره.دیروز دکتر سنتی بوده ی عالمه عرقیجات بش داده.اوره و چربی خون داشته.کبدشم تقریبا داغونه.۴۰ سالشم هس

من مادر نميشوم تا فرزندم  را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را  به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار  و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم 
عکس گرفتید که میگید خار پاشنه نیست اخه من قبلا خار پاشنه داشتم و هر دو پام با هم بود و دقیقا وقتی ...


خب من فکر میکنم درد خار پاشنه منتشر نمیشه یه دردی هست انگار میخ میره تو پا درسته؟

وقتی راه میره بهتر میشه کسی که از چربی باشه

نه بابا.این بنده خدا خیلی دیر اقدام ب درمان کرد.عرق میکرد نفسش میگرفت موقع راه رفتن.تعادل نداشت.

من مادر نميشوم تا فرزندم  را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را  به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار  و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792