یکی باید باشد. از آن آدمهایی که
دلت بخواهد اولین خبر هیجانانگیز
را به او بگویی. از آنهایی که همه چیز
را با آب و تاب برایش تعریف کنی
بدون کم و کسری، بدون خجالتزدگی
و بدون پشیمانی. از آن آدمهایی که هیچوقت
در کنارش احساس بدی بهت دست ندهد
ناراحت کارهایی که کردی و نکردی نباشی!
کنارش همبرگرت را راحت بخوری و تمام
صورتت را سُسی کنی، او هم با خونسردی
نگاهت کند و با لبخند گوشه لبت را پاک کند
و باهم بخندید. از آن آدمهایی که صبح زود
بیدار شود و با اینکه میداند خوابی، حالت
را بپرسد! همانی که به سرش میزند و تا
راههای دور میبردت تا غروب خورشید را
از زاویه بهتری ببینی و خودش تمام مدت
حرفی نمیزند و آسمان را نگاه میکند!
یکی باید باشد که ...
گاهی که به خودم میآیم فکر میکنم
همین که کسی باشد کافیست!