سلام بچه ها ما عقد هستیم همه چیز تو رابطمون خوبه فقط یه مشکل یه مشکل که شاید خیلی الکی بنظر بیاد اعصاب و روان منو بهم ریخته داره دیدگاهمو نسبت به همسرم عوض میکنه 😭💔
مشکل من با خواهر شوهرمه که همسرم خیلی بهش وابسته هست جوری که اون باشه منو فراموش میکنه 😊💔خیلی میره خونه ابجیش همه کارایی که میخایم کنیمو به اون میگه منم یه چیزایی از ابجیش دیدم که ازش ناراحتم کینه بد به دل گرفتم مثلا یکی از کوچیک ترین مشکلاتم باهاش اینکه بااینکه خودش لاغره دم به دقیقه به خودم یا جلوی همسرم بهم میگه چاق تر بودی فلان بودی بهتر بودی منم همیشه حرمت نگه داشتم یا شوهرم هروقت میره خونشون میبرتش بیرون باهم میگردن در صورتی که منو همسرم الان سه چهار ماهه مثل اولا باهم بیرون نزفتیم(:💔 همسرمم دائما خونه اونه من نمیگم کنار من باشه خونه ما باشه میگم خونه خودشون باشه تو همه چیز خواهرشوهرم دخالت میکنه اصلا یه آدم حسوده به کل
همسرم جدیدا خیلی پرو شده یه روز و نصفه کنار منه 4 روزش خونه ابجیش وقتیم اونجا هست به زور سه چهار تا پیام میده
اون روز باهم دیگه پاشدن رفتم برای عروسیمون دنبال باغ و تالار دیدن باهم در صورتی که من به همسرم چندین بار مستقیم غیر مستقیم محترمانه غیر محترمانه گفتم رفت و امدتو باابجیت کمتر کن بعد عروسی کنیم تو همچنان وابسته ای و به مشکل بر می خوریم بهش گفتم برای کارای عروسی به شدت ناراحت میشم باابجیت بریا اصلا انگار برای دیوار گفتم میبینه دلم میشکنه ناراحت میشما بازم انگار نه انگار خیلی دلم شکستههه 😭
یبار انقدر بهم فشار اومد که بهش گفتم اگه بخای به این رفتارت ادامه بدی من میخام تمومش کنم رابطمونو اومد جبهه گرفت که منظورت چیه تو دوس داری من همش خونه شما باشم منم خانواده دارم فلان چنان همه حق ها شد بااون تمام😊💔
حالا من بچم شما راهنماییم کنید کی مقصره حق باکیه بخدا داغون شدم بس فکر کردم و گریه کردم و همش یه گوشه تو اتاقم🙃💔
امشب همسرم قرار بود بیاد پیش من گفت یه سر برم خونه و میام پیشت همین که رفت خونه زنگ زد یه بهونه الکی اورد باز رفت خونه ابجیش دلم خیلی شکست حقیقتن💔🙂
شب بهش پیامک طعنه دار راجب دروغ گفتن و خر فرض کردن فرستادم دیگه جواب نداد
بنظرتون مقصر منم؟؟؟