دو هفته پیش عروسی پسرعموم بود تو اون اوضاع مراسم گرفتن حنابندون و عروسی فقطم ما ماسک زدیم همه تو همدیگه بودن الان هم زنگ زدن میگن فردا میایم خونتون از تهران به بابام میگم خب بهش میگفتی دوهفته پیش مارو دیدی الان تو اوضاع اومدنتون چیه آخه همیشه هم خودشون خودشونو دعوت میکنن آخه احمق اگه یه سال میشه دعوتت نمیکنیم شاید ازتون خوشمون نمیاد بفهم دیگه احمق اعصابمو خرد کردن خودشون فایزر زدن نمیگن اگه ناقل بودیم خرج دوادکتر ما میدیم
چیزی که دوست داری رو پیدا کن و اجازه بده تو رو بکُشه.