از ظهر آب وبرق هردو قطع بود ساعت ۸یه ذره اومده ....آش کلم قمره بارگذاشتم داره میپزه....پسرمو خوابوندم تا یه کم خستگیش دربیاد باباش بیاد بیدارشه بازی کنه ...صبح زود ظرفامو شسته بودم اما بازم ظرفشویی پر ظرفه دارم میرم بشورم...تا شوهری بیاد ...حالمم خداروشکر خوبه...انیدوارم به این روزای عزیز حال همتون خوب وخوش باشه