سه هفته پیش بیرون بامادرم میخندیدم یهو یه پسرحدودا ۳۰ساله داره بهم لبخند میزنه معلوم بود پسر متشخصیه یهو من دیدم لبخند زدنشو بهش اخم کردم اونم بهم اخم کرد رفت اون مغازه داره اون اطراف مهندسه منم ۲۰سالمه الان از وقتی دیدمش دوست دارم زیاد برم اون اطراف منو ببینه
هر لحظه بهش فکر میکنم نمیدونم اینه آیا عشقه ؟
ثانیه شماری میکنم برم اون اطراف تا منو ببینه
از یه طرفم خجالت میکشم برم تو چشاش نگا کنم خانواده خوبی داره