خواهرا دارم میسوزم من تو زندگیم آدم به شدت قانعی بودم هیچ وقت پرتوقع نبودم از خوراک و پوشاک خودم همیشه کم میکنم پول پس انداز میکنم بعدم وسیله میخرم برای خونم هیچ وقت از شوهرم در خواست پول نکردم بهش میگم اگه چیزی لازم داشته باشم اگر پول داد که تشکر میکنم اگه هم نده سکوت میکنم حسرت یه عروسی یه لباس عروس یه آرایشگاه و آتلیه رفتن موند ب دلم حتی یه جشن ساده هم برام نگرفتن از همه چیزم گذشتم برای شوهرم
بعد امشب برگشته بهم میگه تو عقده ی پول داری از بس پول ندیدی وقتی یه پولی میبینی عقده هاتو با خریدن یه تیکه آشغال خالی میکنی😞
خیلی میسوزم بااین حرفش صدای شکستن قلبمو شنیدم 💔