2777
2789
عنوان

پرت

467 بازدید | 0 پست

سیگارشو رو سکوها خاموش کرد و تو سکوت زل زده بود بهم ،چشمای درشت و رنگی و کنجکاوش یجوری خیره ام بود که اذیتم میکرد 

نگاهش کردم و گفتم:چیه؟

گفت:فهمیدم

گفتم چیو

گفت:اینکه اگه قرار باشه تو دنیا یه هدیه بهت بدم که هم دوستش داشته باشی و هم بهت بیاد چی بهت بدم

لبخندارومی زدم و گفتم:خب چیه؟

انگشت اشاره اشو با ذوق عین بچه ها گرفت سمتم و گفت:اها اینه خودشه

گفتم :وا خب چی

بهم نزدیک شد کمی سرمو عقب کشیدم و گفتم :داری میترسونیم 

اروم با انگشتای شصتش دو طرف لبمو به طرح لبخند کشید و گفت:اینه

نگاهم کرد و گفت :یه لبخند بهت بدم،برای اینکه همیشه بخندی

اروم با  کف دست به قفسه ی سینه اش ضربه ای وارد  کردم که با لبخند و بی تعادل به عقب پرت شدو گفت:ترس داشت اخه؟

دیوونه ای همینکاراش بودم ،اینکه همیشه به جای کل به جزئیاتم نگاه میکرد 

گفتم:میترسم وقتی نیستی نتونم بخندم

گفت:وقتی مردمم بخند 

میخواست بگه تا لحظه ی مرگ باهامه دیگه اره؟

بغض سیب شده ای سر شب ترکید و من اشکام بالاخره چکید بغلم کرد و گفت:وقتی گریه میکنی انگار یه کارد میکنی تو قلبم و هی میچرخونیش

به چشماش نگاه کردم که سر خوردن اشک روی گونه هام و گم شدنش بین لبامو و حس کردن شوریشو تو دهنم حس کردم

گفت:بخند 

ناخواسته مثل یه ربات که منتظر دستوره میون گریه خندیدم 

رو پلکامو مدام بوسید و گفت :این دیگه چه کوفتیه

گفتم :چی؟

شیطون نگاهم کرد و گفت:اینکه هم زخم میزنی هم مرحمشو با دستای خودت درست میکنی 

خندیدم و اونم با چشمای قرمز و ترش خندید

و گفت:لاکردار اشک مارم در اوردیا یادت باشه

ژینا،ع

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز