2777
2789

نداشتم خاستکاری که به این مرحله برسه🤣🤣😂


ولی واس ابجیم خاستگار اومده بود مامان پسره رفته بود دسشویی که توحیاطمونه خواهر زادم کوچیک بود ۳یا۴ساله اینا رفته بود در خونه رو بسته بود پشتشم بالشت گذاشته بکد نشسته بود😂😂😂😄طفلک خانومه  فک‌کنم ۵دیقه پشت در مونده بود 

هیچکسم متوجه نشد😂😂😂من رفتم نجاتش دادم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

روزه خاستگاری شوهرم همش ب مادرش میگف من بایدببینمش بعد ک منو دید لبخند میزد من سلام دادم و رد شدم هی ب مامانش میگف من ندیدمش اونم گف چشاتو باز میکردی خب 

حاله دلم دیگه خوش نیس باهات
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108