2777
2789
عنوان

زندان

800 بازدید | 22 پست

خیلی داغونم 

مامان و بابام ازهم ۱۱سالی میشه جداشدن،امروز فهمیدم بابامو بردن زندان به جرم دزدی بابام هرویین میکشه 

یه ریز اشک میریزم 

اخرش بابامه 

جلو شوهرمم نمیتونم به رو خودم بیارم 

غذا ازگلوم پایین نمیره همش فکراینم چی بهشون میدن بخورن...

زندگی منو باغصه نوشتن...

همسرمردی زحمتکش

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

😔😔نگران نباش عزیزم انشاالله ترک کنه سالم میاد دعا کن تغییر کنه 

دعا و سرکتاب بدون هزینه نیازی نیست برای دعا گرفتن هزینه های هنگفتی کنید mit.r_a32com@ پیج اینستاش هست                                                     
بهتر بزار بره شاید ترک‌کرد جاش خوبه غصه نخور

ترک کردن واسش فایده نداره چندبار تاحالاترکش دادن هفته بعدش شروع میکنه،شباکه سرمو میذارم رو بالش یاد قبلنا میفتم که بچه بودم خیلی روحیم داغون شده

همسرمردی زحمتکش
حق داری ولی بیشتر ب فکر اینده ات باش ب زندگی خودت فکر کن بیشتر

خیلی بده ...خودم انقدرمشکلات دارم فکرزندگی مامان و بابامم پیرم کرده یه ریز اشک میریزم فقط منتظرم یه جاتنهاشم

همسرمردی زحمتکش
بله زندان انقدرم بی درو پیکر نیست درمانگاه و بهداری و همه چی دارن 

امشب که میخواستم شام بخورم ۲تاقاشق که خوردم یادش افتادم گفتم نکنه گشنه بخوابه نتونستم به شوهرم بگم چمه فقط گفتم معدم دردمیکنه اشتها ندارم

همسرمردی زحمتکش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز