پاراگرافی زیبا از کتاب رابطه عبد و مولا :
"کسی که با معشوقی رابطه عاشقانه ای برقرار میکند و واقعا دلباخته معشوقش شود, یکی از بزرگ ترین لذت های زندگیش خواندن نامه محبوبش خواهد بود.
خدا هم با این نامه اش(=قرآنش) بندگانش را بیچاره میکند. من برای کسانی که زیاد قرآن میخوانند خیلی احساس خطر میکنم. چون نمیتوانم از شما بخواهم که زیاد قرآن نخوانید, دعا میکنم که انشاءالله در لابه لای کلمات قرآن متوجه محبت های خدا به خودت نشوی, اینطور راحت تر میتوانی قرآن بخوانی. اگر متوجه نشوی که خدا چقدر به تو محبت داشته که اینهمه با تو سخن گفته, میتوانی راحت زندگی کنی.
جوانی میگفت زمانی که به عمره مشرف شده بودم, تصمیم گرفتم در سرزمین وحی یک دور قرآن ختم کنم. شب های آخر بود, مشغول خواندن قرآن در کنار کعبه بودم که یکباره حس عجیبی از قرآن به من دست داد. به گونه ای بودم که گویی داشتم جان میدادم که ناگهان فریاد زدم. یکباره احساس کردم که خدا به پیغمبرش میفرماید:"پیغمبر من! این آیه را هم به بنده من بگو, این مطلب را هم به اون بگو, این را هم بگو, ایننکته را هم به او بگو...." خیلی بر من سنگین آمد. با خودم گفتم خدا چقدر برای منپیغام داده است, چقدر من برای خدا مهم بوده ام, چقدر اصرار داشته با من حرف بزند... وقتی لحظه ای به اهمیت خودم نزد خدای عظیم پی بردم نزدیک بود کنار خانه خدا قالب تهی کنم."
تا بحال چندبار کل قرآن رو ختم کردید؟ با معنی فارسی خوندید؟
از تجربه هاتون بگید🌹