خیلی بچهرو دوست دارم خیلی هم دلم میخواست زود بچه در بشم واسه همینم الان ۲۲ سالمه حامله تو ماه۸ هستم ولی عین روزها خیلی احساس بدی دارم طمومه بدنم به هم ریختس دیگه مثل سابق نیستم هرچی به زایمانم نزدیک میشه من بیشتر افسرده میشم نمیتونم با نینیم ارتباط بر قرار کنم احساس شرم میکنم نمیدونم چرا دست خودمم نیست شوهرمم خیلی هوامو داره ولی بازم احساس بدی دارم احساس میکنم دیگه نمیشه مثل قبل بود اصلا نمیتونم درک کنم نینی دار میشم خیلی خستم خیلی دیشب خواب دیدم بغلم خیلی خوشکل بود صبحش که بلند شدم یه جوری بودم نمیدونم آمادگیشو ندارم چراِ اینجوری شدم اضافه وزن آوردم وقتی هم سنو سالای خودمو میبینم اینجا دلم میگیره اونا به فکر چی هستن من چی. همش دوست دارم تو خونه باشم دیگه وسایل بچه شادم نمیکنه قربون صدقش نمیرم من چم شده چراِ این روزا اینقد احساس تنهایی میکنم
آن چیز که مرا میپرواند و به اوج میرساند همان چیز مرا تخریب میکند!!!