2777
2789

ده سال پیش پدر شوهرم میخواست ازدواج کنه بچه ها مخالف بودن می گفتن برای ما سخته دیگه نمی تونیم بیایم خونه ی بابامون.  اون بنده خدا هم به خاطر بچه ها ازدواج نکرد حالا آلزایمر گرفته پسراش مجبور شدن هرشب یکی بره پیشش بخوابه . هر شب نوبت یکی از بچه هاست.  شوهر من یکشنبه ها میره پیشش باباش شب میمونه 

باز باران بارید خیس شد خاطره ها / مرحبا بر دل ابری هوا هر کجا هستی باش آسمانت آبی / و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی . . . تقدیم به همسر مهربانم
خواهر کوچیکم متوجه شده ک تو دبل یو سی میگفته بعدا بهت زنگ میزنم به من گفت و من چند روزه حالم خرابه ...

عزیزم درخواست رو قبول کن که راهنماییت کنم 

خانم هستم 

باردار نيستم تيكر تولد چهار سالگي پسرم♥️🧿♥️♥️

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

تصور یه مرد غریبه کنار مامانم

برام خیلی بعید و غیرقابل تحمله

اونقد گریه کردم چشام میسوزه

شوهرم حیلی مامانمو دوس داره همونقدر ک رو مادر خودش غیرتیه رو مادر منم هست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108