منم ماه هشتم بارداریم یه مدت دیدم بهم دست نمیزنه یه روز که داشتیم چت میکردیم بهش گفتم گفت من فقط بخاطر اینکه تو اذیت نشی و بگی این فقط فکر خودشه نزدیکت نشدم
روزایی که الان توش دارم زندگی میکنم ، یه روزی آرزوم بودن...... یه روزی اسم کاربریم رو گذاشتم منتظر نینی تا یادم نره چقدر منتظرش هستم ....خدا لطف کرد و ۲۲شهریور ۱۴۰۰منو مادر کرد فرشته خوشگل من بدنیا اومد ...قبلا سه تا سقط داشتم و تنبلی تخمدان اگر سوالی در این مورد دارین خوشحال میشم کمکتون کنم دختر عزیزم برای تو مینویسم که بدونی چقدر خاطرت برای من عزیزه،که بدونی دنیا بدون تو چقدر کوچیک و بی فایدس...برای داشتن تو چه روزهایی که گریه کردم و تو غم نداشتن تو سوختم .ازخدا ممنونم که تو رو بهم داده جان مادر❤️ همیشه بخند و خوش باش عزیزکم دخترم و همسرم😍یه چیزی مثل خون تو رگهامین.....همونقدر حیاتی....همونقدر مهم❤️