سلام دوستان....ی هفته ای هس ک دختر کوچیک خواهرشوهرم یا موتور تصادف کرده پاش و لبش ی چند تا بخیه خورده همه رفتن ب عیادتش ولی ما نرفتیم چون دختر دوساله من تشنج کرده بود و دوشب بیمارستان بستری بود خودمم ارنجم از جا دراومده بود ولی دریغ از خبر گرفتن...فقد تو بیمارستان ی زنگ زدن و منم خونه مادرشوهرم بودم منو دیدن همین... دیگه نکردن ی ساعتی بیان خونمون ی خبر بگیرن بنظرتون برم عیادت دخترش یا نه.... تازه پریشبم با شوهرم دعوام شد مادرشوهرم فهمید حالا خودشونو با من سرسنگین گرفتن همشون☹☹
من میتونم گریه گمشده رو بشنوم من میتونم حقیقت پنهان رو بشنوم سایه ها مارو صدا میزنن 🥀 من طلوع ترس رو میبینم اره اما همیشه امیدم پایداره ما قهرمان هستیم ⚔ قهرمان ها در تاریکترین زمان وقتیکه هیچ نوری نیست ولی ما بالاتر میریم💥 تمام امید و روشنی پنهان شده ولی ما باید زنده بمونیم