2777
2789
عنوان

عصبیم درحدتیم ملی

193 بازدید | 9 پست

من ماه ۹بارداریم....خواهرم این دوسال کرونا هر۳_۴ماه یه بارمیرفت خونه مامانمم به بهانه اینکه ناقل نباشه..البته همه جاتفریح میرفت فقط ازمامان وبابام سرنمیزد...الان که من منتظرم دردم بگیره تست کروناش مثبت شده بچه هاشوکه تبم داشتن فرستاده خونه مامانم که شوهرش استراحت کنه!!!!

امروزم زنگ زده که خودمم میخوام بیام خونتون جمعم کنین....

حالا سوال اینه جون مامان بابای من این وسط کشکه؟؟؟

من اگه دردم بگیره زایمان کنم چه غلطی بکنم؟کجابرم؟

شوهراون ازآسمون افتاده که زن وبچه شو بقیه جمع کنن که اون بخوابه؟

نگین چراگذاشتین بچه هاشوبفرسته اونجا..بچه هاش یک روز اونجابودن بعدامافهمیدیم چی شده؟

دم زایمانم خیلی استرس دارم استرس خودم ومامان بابام...

من توحاملگی سرمامیخوردم خودموقرنطینه میکردم زنگ میزدم نیان خونمون

تمام زندگیم را برای آنچیزی که ازم گرفته بودن هدردادم..  .نه برای آن چیزی بهم داده بودن....

این حجم از بی شعوری روتاالان دیده بودین؟؟؟؟؟مامانم سرمامیخورد زنگ میزد که شوهرم گفته تا۳ماه نمیریم خونشون بعد تستشون مثبت شده اومدن اونجا که مامانم نگه شون داره دارم دیوونه میشم دم زایمانم

تمام زندگیم را برای آنچیزی که ازم گرفته بودن هدردادم..  .نه برای آن چیزی بهم داده بودن....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ناراحت نباش گلم انشاالله هیچ اتفاقی نمیفته دعا میکنم زایمان راحتی داشته باشی

ممنونم ازهمدردیت...بعصی وقتا غریبه ها آتیش خودی هاروخاموش میکنن

تمام زندگیم را برای آنچیزی که ازم گرفته بودن هدردادم..  .نه برای آن چیزی بهم داده بودن....

خب باهاش حرف میزدین میگفتین مامان بابا سن و سالی دارن براشون خطرناکه،خونه خودشون میموندند استراحت میکردند شماها براشون غذا میفرستادید ،با احتیاط کمکشون میکردید

من تو اینستا میخونم اینم پیجم:niloo.music1😍خوشحال میشم صدامو بشنوید
خب باهاش حرف میزدین میگفتین مامان بابا سن و سالی دارن براشون خطرناکه،خونه خودشون میموندند استراحت می ...

عزیزم ماوقتی فهمیدیم که کارازکارگذشته بود بچه هاشوفرستاده بود وخواهربزرگم باهاش حرف زد اما بازم رفته...

تمام زندگیم را برای آنچیزی که ازم گرفته بودن هدردادم..  .نه برای آن چیزی بهم داده بودن....
خب باهاش حرف میزدین میگفتین مامان بابا سن و سالی دارن براشون خطرناکه،خونه خودشون میموندند استراحت می ...

روحیه م که خراب شد عزیزم ....الان حداقل مامانم باید دوهفته قرنطینه باشن باشوهرم صحبت کردم قرارشد اگه زودترزایمان کردم مرخصی بگیره پیشم بمونه.

تمام زندگیم را برای آنچیزی که ازم گرفته بودن هدردادم..  .نه برای آن چیزی بهم داده بودن....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  11 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  11 ساعت پیش