زنداداشم فامیله
قبل ازدواجشون خیلی خوووب بود با هممون
از وقتی ازدواج کردن ی جوری شده
کلا از وقتی عقد کردن همش خونه ماست اصلا نمیره خونشون حریم خصوصی نمونده برامون دیگه
جلو مامان بابام رو مبل کنار برادرم دراز میکشه
من خودم هر چند وقت یکبار میرم خونه مادرشوهرم بخاطر همین مادرشوهرم اصلا نمیزاره دست به سیاه و سفید بزنم حتی میخوام ظرف بشورم خودش اجازه نمیده
من صبح میرم سرکار عصر میام مامانمم پا درد کمردرد با اینکه یکسره اینجاست ولی اصلا دست به سیاه و سفید نمیزنه
حالا اینا مهم نیست
همین که تو خونه نمیتونم دو کلام با مامانم خصوصی حرف بزنم رفته رو مخم
یا نمیتونم با مامانم تنها جایی برم همه جا هست حالم بهم زده
ی جوری با اخم نگام میکنه انگار سر سفره باباش نشستم 😂
چیکار کنم یکم بره خونه خودشون بخدا دیگ تو اتاق خودمم حریم خصوصی ندارم عصبی شدم