پریشب خونه بابام بودیم بعد شوهرم ارایشگره
و پسر عمومه
ماهی یبار موهای بابامو اصلاح میکنه
خلاصه چند وقتی بینمون شکراب بود
منو شوهرم
اونشب بهش گفتم وسایلاتو بیار موهای بابامو اصلاح کن
نوشت نیست شارژرش سوخته
حالا از صب تا شب سرکاره اگر سوخته چجور کار میکرد
خلاصه دیشب دیرتر اومد گفت رفتمخونه بابام « بابای خودش » موهاشو اصلاح کرده بعدم وقتی اومد خونه ماشین اصلاح رو آورده بود
من خیلی ناراحت شدم ولی هیچی نگفتم
احساس میکنم دقیقا کارایی میکنه ک منو حرص بده
بعد ازونور همش بهم ابراز علاقه میکنه
مثلا استوری میذاره با این محتوا ک یه روز میشینم به همه میگم ک چ به سر من آوردی
بعد در ظاهر خیلی عاشقمه
حالا دیشب من ناراحت بودم منو نگاه میکنه چشاشو پر اشک میکنه میگه الهی فدات بشم خیلی عاشقتم
چرا اینجوریه رفتارش