شعر درمون نیست...دردیه معجون...از غم و خشم و جنون...کشتن تومون هر عشقی بود ...کی میگه حقیقت تلخه؟ترشه که همه چشمارو بستن..(نفرت می چکه از قلم صلح)سیاهه پروندم ولی خب قلبم نه! اون همه خفت و خاری پس کو؟ اون لحظهی عاری از زاری و ننگ اون بودنِ محترم حس قشنگ از خستگی توی این قهقراها چه کنیم،چه میشه و چه و این چراها صورتای کبودِ ته بن بستا صدای شیون زنها و گلدسته ها از خون خشکیده تو حلقوممون از قامت شکسته این همه جوون از سری که حرف داره و شکسته میشه یعنی اخرین درهای امیدم بسته میشه؟ گفتم آقا روی شما حکم میشه فردا از این شکنجه و کشتن دست بردار تو از اونچه هویت منه دوری منو نمیشه شبیه خودت کنی زوری تو داری میبری تو دنیا حیثییتمو خار کردی بهخدا شخصیتمو من تاریخم پر بابک و کاوهس....
ضعفت را به خدا بده و او قدرتش را به تو عطا میکند🧡💫سوالات کنکوری و مشاوره انتخاب رشته و بیماریهای دندان و اعصاب کشی و گرافی های دندان و سوال در باره رشته دندان پزشکی در حد توان پاسخ میدم
از یه جایی بع بعد احساسات ته نشین میشود و لباس منطق به تن میکند! دیگه دوستت دارم های ادم ها را قاب نمیگیرد تا به دیوار قلبش بیاویزد ادم از یه جایی به بعد عشق را در اعماق فراموشی دفن میکند چون خسته تر از ان است که بارها شکست بخورد
به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم