2777
2789
عنوان

داستان اجنه

128 بازدید | 15 پست

نمی دونم بچه ها خوابم نمی بره. دوست دارم داستان های ترسناک و چیزهایی که دیدین رو تعریف کنید 

خودمم تعریف می کنم 

خدایا کمکم کن یه بچه سالم و صالحی داشته باشم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

لایکم کن گمت نکنم الان میام میگم

یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸

منم لایک🥶

پسر عزیزم آراس جان چه خوب شد که به زندگی من و بابایی پا گذاشتی دار و ندار ماااادر🥰😘👈سنسیز دونیاما لعنت جانیمamir hossein، با افتخار تورکم😎درخواست دوستی قبول‌نمیکنم🌸
یادم نمیاد ولی تو خونمون جن هست

ازکجافهمیدی؟

تنهاجایی که دردودل میکنم نی نی سایته این اخرین خطمه لطفا نی نی یارجان هیچوقت منو نترکون فقط بهم اخطار بده من خیلی دلم شکسته تنهادلخوشیمو ازم نگیر😔😔

بنظرم تجربه های مرگ موقت رو سرچ کن بخون

اجنه به کار آدم نمیاد

اونا آموزنده و عبرت آمیزن

من از خوندنشون نمیترسم آدمو آرام میکنن

یه حرف قشنگ تو، ممکنه روز یه نفر رو بسازه.🥰

منم مجرد ک بودم بخت مو بسته بودن دعایی شده بودم تصویرهای سیا میدیدم یا قل میخوردن زمین یا ازگوشه چشمم رد میشدن صدای ترک خوردن سقف رو می‌شنیدم.. وسایلام گم میشد پیدا نمیشد و نشده هنوزم....

پسر عزیزم آراس جان چه خوب شد که به زندگی من و بابایی پا گذاشتی دار و ندار ماااادر🥰😘👈سنسیز دونیاما لعنت جانیمamir hossein، با افتخار تورکم😎درخواست دوستی قبول‌نمیکنم🌸

زن داییم تعریف می کرد می گفت یکی از زن های همسایشون موکل دارن بعد اینا هم تازه اومدن بودن محله ی جدید یکی دیگه از زن های همسایشون می یاد به زن داییم می گه شنیدی او زن فلانی موکل داره از هر چی بین همسایه ها می گذره خبر داره الانم که من دارم پشت سرش می گم مطمئنم خبر داره زن داییم می گه تا شب میشه یه چیزهای احساس می کردم تو خونه ظرف هامون تکون می خورد می گفت خیلی شب وحشتناکی بود اون شبم داییم شیفت بود خونه نبود 

خدایا کمکم کن یه بچه سالم و صالحی داشته باشم

عاقا من جن داشتم

اولا بگم هرکی باور نمیکنه نکنه

بعدش ما رفتیم مسافرت یه شهری جنو با خودمون اوردیم

وقتی برگشتیم شهر خودمون دختر داییم کوچیکه و شبا از تو خواب بیدار میشد زل میزد به رو به روش سرشو تکون میداد بعد گریه میکرد، وقتی زن داییم بهش میگفت چیشده دختر دایی هیچی یادش نمیومد

گذشت و نمیدونم چیشد اونو ول کردن چسبیدن به من، صداهای بی منبع میشنیدم، بعضی وقتا از تو خواب جیغ میزدم گریه میکردم بیدار میشدم بعد جرئت نداشتم دیگه برگردم توی اتاقم

ی مدت بهتر بودم ولی باز بدتر شدم، ایندفعه حس میکردم دم گوشم نفس میکشن، موهامو میکشن

فک کنم ۲.۳ بار یع چیزی دیدم مثل دود خاکستری!

و خیلی اذیت شدم، خداروشکر الان خوبم، ولی از خدا میخام همه رو از جن دور کنه

یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز