پارسال اردیبهشت کخم گرفته بود حوصلمم بد سررفته بود به داداشم گفتم میدونی پسرخالت (هردوتاشون هم سنن) موقعی که بدنیا اومدی اومد تو پوشکتت فلفل ریخت
رو بالشتت جیش کرد و از اینجور چرت و پرتا (از الکی)
اینم داااااغ کرد پاشد زنگ زد به پسرخاله بدبختم کلی بهش فحش داد
اون بدبخت از خدا بیخبر همینجور هاج و واج یکم ساکت موند بعد زد زیر گریه
همینجور جیغ میکشید منم ازون پشت همینجور میخندیدم
خدایی آبروم رفت 🤭