ازاینکه بادوتابچه بخودم اجازه میدم که به کس دیگ ای فکرکنم حریف خودم نمیشم ازاین روش زندگیم حالم بهم میخوره بخاطرگذشته پشیمونم کاش زمان به عقب برمیگشت وخیانت نمیکردم تاالان درگیرش نباشم بعدیسال هنوز بفکرشم
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔