عنوان تاپیک:خاطرات شب اول عقد
صاحب تاپیک: از خودم شروع میکنم..ما رسم داریم شب عقد کنار هم بخوابیم ولی خانواده شوشو رسم نداشتن...
شب عقد بزوز ننه پسره میخواست داماد رو ببره... ما دست داماد رو گرفتیم و خلاصه اونقدر اونا کشیدن و ما کشیدیم ..که آخرش مادرشوهرم خسته شد و پسرش و گذاشت و رفت...چشمش در اومد از حسودی خخخخخ
-یادش بخیر....
- من یک حجب و حیاییی داشتم شب اول که باورتون نمیشه
- وای اون بی افم بود قبلش...با هم خعلی صمیمی بودیم و خجالت نمیکشیدیم
- وای چه حس خوبی داشت وقتی اولین بار دستمو گرفت
- من برم بچم بیدار شد پی پی کرده
- ما رسم داریم بعد عقد حیا رو قورت بدیم
- وای من روز بعدش خیلی گرسنم بود و اشتهام زیاد شده بود
- وای ننه دوقلوها جدی میگی؟پی پی این وقت شب بچت کرده؟کدومشون؟هردوشون؟
- وای چه تاپیک خوبی ..یاد خاطرات خوبم افتادم
- وای ما که بعد از عقد محضری سریع با هم رفتیم حموم....
- وای نمیترسیدی روز اول؟
- شکمت بالا نیومد بعدش؟خخخخخ
- ما که هیچ برنامه ایی نداشتیم...سرور تو خوبی؟شیطون عجب بلایی بودی تو...
- ما هیچ کاری نکردیم مثل خواهر و برادر بودیم!!!
- وا این چه تاپیک زشتی هست؟خجالت بکشین مردا هم تو نی نی سایت میان!!!
-وای منکه خیلی اون شب خسته شدم انقدر که بال بال زدم خانواده شوشو برن و ما تنها بریم تو اتاق...
- یتوچه زنیکه ...تو به شب عقد دیگران چیکار داری؟؟؟؟؟؟
- من که از شوشو دور بودم خوووشبحااالتوووون
صاحب تاپیک:هر کی ناراحته نیاد تو این تاپیک (78 تا لایک )
- کاشکی یکم شعور داشتین و این مسائل خانوادگی رو مطرح نمیکردین
یه مرد:

- مرتیکه تو اینجا چیکار میکنی؟میخوای خاطره عقد رو تعریف کنی بیحیا
- خخخاااااااککک به سرم...من پستم رو پاک میکنم یه مرد اینجاست
- خانومها چادر سرتون کنین خخخخخخ
- صاحب تاپیک: آقای محترم لطفا گمشو بیرون
- خانوما برای اون آقا گزارش بزنین تا مسدود شه سریعتر...
- من گزارش زدم...
صاحب تاپیک:خانوما گزارش بزنین براش تا بفهمه تو این جور تاپیکا نیاد...
- منم گزارش زدم...برو گمشو بیرون دیگه اه اه هیچ جا ما رو راحت نمیذارن!!!
- وای شب اول عقد شوشو خیلی خجالتی بود ولی من کم کم یخش رو آب کردم...دستش و گرفتم و بوسیدمش و...
- حیا کنین مرد اینجاس این حرفا چیه!!!
- گزارش برای اون آقا و تاپیک زدم تا حالتون جا بیاد...
- واقعا که حجب و حیا هم خوب چیزیه...
- احمقا...
- منکه رفتم بای
و......

-