2777
2789
عنوان

ننه سایت من

| مشاهده متن کامل بحث + 188856 بازدید | 1604 پست
عنوان : خاهر شوورم دعوام شد،زدمش!

پست اول تاپیک : امروز روز آخره دوستان هر چی از اینا میخایین بگین؛با قیمت پیشنهادی!


-

-

-این ینی چی؟منم فک کردم واقعا دعوا شده،تنم لرزید

-عزیزم کد شماره سه تا چ سایزیه؟

- لایق گزازش خوردنی

:(

-عوضی

صاحب تاپیک:دوستان ببخشین مجبور شدم

- وا ینی چی مجبوری؟

-خانم اینجا حامله داریم

-یکیم جای من بزن خاهر شوورتو

غسل من اشک چشامه یا ابا عبدالله * کفن من پیرهن سیامه یا اباعبدالله
شوشوهای شما هم..........



من شوشوم چند وقته گیر داده به رابطه از پشت



بومیاد



عزیزم بوی چی میاد



اره منم بوشو حس کردم


نکنننننننننن عوارض داره


براش سرچ کن عوارضشو نشونش بده


هزار جور مریضی میگیری



بهش بگو هر وقت گذاشتی یه هویچ بزرگ فرو کنم تو .... اونوقت اجازه میدم



چرا میترسونید بدبختو عزیزم اگه از پشت رابطه داشته باشی ولی صحیح حتی لذت هم میبری



اگه یه بار اجازه دادی دیگه تمومه


درد داره


سرطان معده از عوارضشه


نهههههههه اجازه ندیا


بی اختیاری مدفوع میاره


منم شنیدم ادم نمیتونه گوزشو نگه داره



به نظر منم مشکل نداره

گزارششششششششششششششش


خانوم خجالت بکش رخت خوابتو اوردی وسط سایت پهن کردی






۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عنوان تاپیک : روی میز خاطره.. توی پذیراییم چی بذارم که شیک باشه ؟ (این تاپیک وجود داشته و این پست ها هم گذاشته شده بود.. حالا من یکم پیاز داغ افزوده نمودم!!)

پ1 : عکس های یادگاری
صاحب تاپیک : این که دیگه خز شده!

پ2 : پوشک بچگی خودت و شوهرت
صاحب تاپیک : بی شعوره بی تربیت .. چرا مسخره میکنی؟

پ3 : لباس زیر و خواب که تازه از لندن آوردم .. اگه خواستی بگو عکس بذارم خیلی شیک و با کلاس میشه
....

پ4 : ظرفای مسی و سماور قدیمی
صاحب تاپیک : اینا خیلی قدیمی .. یه چیزی میخوام که جلوه داشته باشه!!

پ5 : میوه و شیرینی بذار
صاحب تاپیک : مگه کوری .. نوشتم میز خاطره!

پ6 : گل عروسی ات رو بذار
صاحب تاپیک : نه که خیلی از اون شب خاطره خوبی دارم .. فامیل شوهر گور به گوریم کوفتم کردنش .. سر رقص چاقو میخواستم کارد و بکنم تو شیکمه اون خواهر شوهر عفریتم!

پ7 : واااااااااااااااااای مادر شوهر من .. کت شلوار دامادی و لباس عروسی خودش رو گذاشته!!!!
صاحب تاپیک : خیلی ازشون خوشم میاد .. گور به گور شده ها .. خبر مرگشون بیاد ..پدرشوهرم .. مرتیکه فلان فلان شده .. مولتی میلیاردره .. اما گذاشته واسه قبرستونش یه قرون به ما نمیده!

پ8 : رو میزش یه پارچه قدیمی بنداز
صاحب تاپیک : خب که چی بشه؟ بعدش؟!!!

پ9 : خانوم محترم .. تو اصلاً نمیدونی چی میخوای و چرا تاپیک زدی ؟؟ خب میز خاطره .. اسمش با خودشه دیگه .. چیزای خاطره انگیز باید بذاری!
صاحب تاپیک : تو چی میفهمی که میزخاطره چیه .. دهاتی!! اسمش میز خاطره است .. اما باید چیزای خاص روش چید!!
بلد نیستی .. غلط میکنی میای تو تاپیکم!

پ10 : صنایع دستی هر شهر و کشوری که میری .. بچین روش
صاحب تاپیک : ای خواهر !! آخه با ماهی 500 تومن میشه جایی رفت ؟!! تا سر کوچه نمیتونم برم .. همینکه شیکممون سیر کنیم .. باید خدا رو شکر کنیم!

پ11 : با اجازه صاحب تاپیک .. ببخشید نمیدونستم این سوالم رو کجا بپرسم .. 8 ماهمه دکترم گفته بود که نباید نزدیکی داشته باشیا .. اما دیشب شوهرم داشت میترکید .. منم راضی شدم .. حالا میترسم بچه تو شکمم که دختره با این صحنه دچار انحراف اخلاقی بشه .. چی کار کنم که تو ذهنش نمونه!!
داستان زندگی من
کوکب: من وغلام همکلاسی بودیم تعربف از خود نباشه من خیلی قشنگ و خوش هیکل و جذاب و دوست داشتنی بودم و البته تا الان هم هستم
غلام خیلیی خاطرمو میخواست و من بهش پا نمیدادم ،بعد از مخالفتای پی در پی من یه روز جولوی همه همدانشگاهیام وسط راهروی دانشگاه خم شد دستامو بوسید وازم خواستگاری کرد ولی من ازش رومو برگردوندم و اون جولوی همه نشست با دو دست به سرو صورت خودش میزد و داد میزد بانوی من کوکب من بخدا دوست دارم
خوب بعد ؟؟
اخه عزیزم چقدر قلمت خوبه . لایککککککککک

در حال عوض کردن پوشک پسرم بودم و داستانت رو میخوندم که یهو هواسم پرت ادبیات قشنگت شد و گلاب به روی تو و غلام و بچه ها همه جا شاشی شد
عزیزم زود باش تعریف کن دلم و بردی به روزای دانشگاه

کوکب: خیلی مغرور بودم و بقول مامانم که همیشه شعر به کسکسونش نمیدونمو برام میخوند ، حاضر نبودم کسی رو براحتی بپذیرم تا اینکه

تا اینکه چی ؟؟؟ سادیسم داری کوکب

شوشو داره صدام میکنه پروژه میخواد زود بگو وگرنه نمیتونم تو پروژه خوب تمرکز کنم اخه تو اقدامیم و الان روزای تخمکگذاریمه دعا کنین برام بچه ها

کوکب : دوستان غضنفر داره گریه میکنه برم شیرش بدم بیام !

کشتی مارو لااقل عکستو بزار

راست میگه خیلی دوست دارم ببینم چه شکلی هستی

الان غلام شوهرته؟؟

کوکب: تا اینکه یه روز خانومی زنگ زد و گفت مامان غلامه و از مامانم خواست اجازه بده بیان خواستگاریم و غلام رو به غلامی خودشون قبول کنن
مامانم برخلاف شعر به هرکسونش نمیدمی که از کودکی برام میخوند ، خیلی ذوق کرد و سریع قبول کرد بیان!!!منم فرداش تو دانشگاه خواستم برم که با غلام دعوا کنم دیدم داره به یکی از دوستام بنام زکیه جزوه میده و اونجا بود که فهمیدم دوسش دارم چون تو اون لحظه از حسودی چیزی نمونده بود بترکم ! غلام تا منو دیددستپاچه شدو تمام کاغذای جزوه از دسش افتاد و رو زمین پخش و پلا شد !

واااااای عزیزم مثل فیلمای امریکایی

غلام خوش هیکله؟ قدش چقدره ؟ حالا شوهرته ؟؟
...
کوکب : منم خم شدم و کمکش کردم کاغذارو جمع کردیم و یهو چشمم به چیزی افتاد که کاملا متحول شدم و فهمیدم این غلام همون غلامه رؤیاهامه و دوست داشتم تو اون لحظه بپرم تو بغلش و حسابی ماچ ماچش منم

چی ؟؟

بگووووووووووو نکنه
( کلی ایده های منحرف)
...

کوکب: یهو دیدم عکس من لابلای جزوهاشه و اون عکس رو از زکیه گرفته بود چون خیلیییییی عاشقم بود و بعد اومدن خواستکاریمو و بعد فارغ تحصیلی ازدواج کردیم و الان یه غضنفر کوچولوی دوست داشتنی ای داریم که حاصل عشق پاک ما دوتاست ، عشقی که هرروز بیشتر و بیشتر میشه و انقدر زیاده که نمیدونم چکارش کنم ، تمام.

اخه عزیزم خوشبخت شین چقدر عاشقین خوشبخالتون

من که از شوهرم متنفرم

داستانت انکار داستان عاشقی من و شوهرمه شوهرمم مثل آقا غلام دیوانه من بود و اتفاقا مامان منم شعر به کسکسونش نمیدم و برام زیاد میخوند

من محو خدایم و خدا آن منست ...هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما...گویم که کسی هست که سلطان منست ( مولوی)


Lilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers
توروخدابیایید حیاتیه ابروم در خطرههههههه


سلام دوستان من این لباسو گرفتم ست کردم برای عروسی برادر شوهرم چطوره به نظرتون
آپلود عکس


....... چند خریدی

....... اصلا مناسب عروسی نیست

..........من خوشم نیومد


..........کفاشتو زرد میگرفتی بهتر بود

............ببخش ولی اصلا قشنگ نیست


............. حالا از کجا گرفتی


.............قشنگه مبارکه


........بدک نیست


........... برای مهمونی عصرونه بیشتر مناسبه

...........


................بهت نمیاد

............ برادرشوهرت چی کارس

.................. موهاتو اگه بنفش کنی بهتره


............ چندنفر مهمون دارن


..........فقط همین یه لباسو میخوای ببوشی من عروسی برادرشوهرم هر یه ربع یکدست لباس عوض کردم


....... اره منم توی عروسی خواهر شوهرم هر دوری میزدم لباسمو عوض میکردم

......... خیر نبینه مادرشوهرم توی عروسی برادرشوهرم به عروس یه النگو هدیه داد

............ مرده شور همشونو ببرن همینن


.............منم توی عروسی برادرشوهرم باردار بودم مادرشوهرم دید دارم بالا میارم اصلا به روی خودش نیاورد

........... منم بارداربودم زیاد بالا میاوردم رفتم دکتر بهم قرص داد


.......... قرص ضدبارداری میخوام هر جا میگردم نیست


.......... خدا لعنتشون کنه مرغ گرون شده


........همه اش زیر سر این احمدی نژاده


.........والا خودتون عرضه ندارید چرا گردن دولت میندازید


........... چیه تو از دولت بول مفت میگیری اینجا داری زرزر میکنی


.......... ماکه هر چی بخوایم هست نمیدونم شما ها کجا زندگی میکنید


........... خفه شو کماندو همین شماها هستید که مملکتو به گند کشوندید


.......... میتونیم قدرتشو داریم


......... خاک تو سر عوضیت


......... بیشعور

........... شماهایید که با سابورت میرید تو خیابون مردای مردومو از راه بدر میکنید


.......... سابورت خیلیم شیکه مخصوصا با بوت توی زمستون


.............................................................




مامان های بهاری (فروردین،اردیبهشت،خرداد) بیاین از تجربیات هم استفاده کنیم .



ینی تو پارانتزه نبود من تو کف این بودم بهار کدوم ماهاست؟
غسل من اشک چشامه یا ابا عبدالله * کفن من پیرهن سیامه یا اباعبدالله
وای جیغ داد فغان هورا اااااااااااااااااااااااااااااااااکل نینی سایت اعم از اقا و خانم تشریف بیارین یه خبر توپ و خوب و ناب برای همتون دارم


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پری خانم اومد

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااآپلود عکس
برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می آیم... کسانی که درونم را می بینند برایم کافیند... برای آن هایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم... با خود می گویم بگذار همان بیرون بمانند...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز