همش حس میکنم کسیو که دوس دارم یکی دیگرو دوس داره نمیدونم چرا😟
خیلی دوسش دارم خیلی
وقتی میخوام فراموشش کنم بیشتر میاد تو ذهنم
نمیدونه که دوسش دارم
وقتی بچه بودیم یه حرکتایی انجام میداد معلوم بود که دوسم داره
حتی بم گفت
ولی الان حتی با هم حرفمم نمیزنیم
هردومون خجالتیم
فقط با هم دیگه خیلی خجالتیم
وقتی همو میبینیم دست و پامونو گم میکنیم
ولی از دور نه
وقتی نزدیک همیم گیج میشیم
دست و پامونو گم میکنیم
اونبار یکمباهم فاصله داشتیم نزدیک بود بیوفتیم رو هم
از بچگی باهم فیلم میدیدیم بازی میکردیم یا من خونشون بودم باهم غذا میخوردیم یا اون میومد
یک ثانیه هم از فکرم بیرون نمیره
دیگه نزدیکه خودمو بکشم
هیچی از خودم نمونده فقط عشق اون تو بدنم
چکار کنم
چکار کنم ازم خوشش بیاد
چطور به خودم برسم
چطور این صورت لعنتیو یکم قشنگ کنم
دیگه خسته شدم
کمد های بقیه دخترا رو باز میکنی پره از مانتو
من فقط دو تا مانتو دارم
دوتا تونیک دیگه خسته شدم
یدونه لاک دارم
لوازم ارایشی هیچی ندارم فقط یه رژ
تقصیر خودمه از بس ب فکر بابا مامانم بودم
اونروز یه هودی دیدم خیلی خوشگل بود ینی ۲ ساله هودی میخوام
بابامقیمت انداخت گفت ۲۸۸ خودم از مغازه رفتم بیرون
میگم که پول خرج نکن خاک تو سرم
از لباسام بدم میاد از خودمبدم میاد
انگار دختر نیستم بخدا
لباس ندارم اصلا
خسته شدم بخدا