اگه یکی ما رو ببینه و از ما خوشش بیاد و بخواد باهامون اشنا بشه و ارتباط برقرار کنه ما هم در نگاه اول بپسندیمش و بخوایم باهاش اشنا بشیم چجوری درخواستشو قبول کنیم که طرف فکر نکنه مثلا از اونایی هستیم که ساده به دست میایم یا هولیم
دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد