فدات عزیزم ، ممنون از دعات❤️
سخته ولی هیچ وقت ناشکری نکن
من بارداری اولم بود و با تصمیم خودمون باردار شدم ، تا وقتی بهم بگن همه چی تمام شده و باید بری کورتاژ انگار رو ابرا بودم اینقدر ذوق و شوق مادرشدن داشتم ...
اما با پشت سر گذاشتن اون همه سختی و روزای سخت شیمی درمانی الان از بارداری ترس دارم ...
همه چی رو سپردم به خدا ، روحیم باید قوی تر از گذشته باشه چون میدونم روزهای سختی هم پیش رو خواهم داشت ...