2777
2789

مالک و رنش نقشه ریختن تو ویلاسثن تو شمال حاجرعمو رو تو وان خفه کردن    بعدم با نقشه یکاری کردن اون معتاده نجفی زو با چاقو بکشه 

گذشتشثن اینه که مالک عاشق منصوره بوده  سمیرا هم دوس دختر حاج عمو بوده  زن زن حاج عمو میاد سمیرا رو زن مالک میکنه که هم شوهرشو نجات بده هم مالک دومادش نشه 

زنی را میشناسم من،که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن،درون اشپزخانه،سرود عشق میخواند…نگاهش ساده و تنهاست،صدایش خسته و محزون،امیدش در ته فرداست………زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه،ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……زنی با تار تنهایی لباس تور میبافد،زنی در کنج تاریکی نماز نور میخواند………زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر ،ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر……زنی با فقر می سازد،زنی با اشک میخوابد،زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمیداند…زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را، ز مردم میکند مخفی ،که یکباره نگویندش چه بدبختی،چه بدبختی……زنی را میشناسم من که شعرش بوی غم دارد،ولی میخندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد…                                تقدیم به بانوان سرزمینم که هرکدام در پس لبخندشان،غمی پنهان دارند…به امید روزی که تمام زنان و دختران این مرز و بوم شاد و آزاد باشند😔

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نجفی کیه عزیزم الان همونجاشه که نجفی کشتن  ممنون وقت گذاشتی

خواهش میکنم   نجفی هم یکی از شرکاشونه  تو هلدینگ   و البته عمو زاده شونم هست   دقت کرده باشی  تو فیلم همشون بهم میگن پسرعمو     نجفی چون اونشب فهمیده بوده که مالک حاجرعمو رو کشته  داشت سربسته مالکو تهدید میکزد که من میدونم تو چیکار کردی  و باید نصف پول نروژی ها بدی بمن   مالک هم اون نقشه رو کشید تا از دستش خلاص شه

زنی را میشناسم من،که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن،درون اشپزخانه،سرود عشق میخواند…نگاهش ساده و تنهاست،صدایش خسته و محزون،امیدش در ته فرداست………زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه،ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……زنی با تار تنهایی لباس تور میبافد،زنی در کنج تاریکی نماز نور میخواند………زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر ،ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر……زنی با فقر می سازد،زنی با اشک میخوابد،زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمیداند…زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را، ز مردم میکند مخفی ،که یکباره نگویندش چه بدبختی،چه بدبختی……زنی را میشناسم من که شعرش بوی غم دارد،ولی میخندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد…                                تقدیم به بانوان سرزمینم که هرکدام در پس لبخندشان،غمی پنهان دارند…به امید روزی که تمام زنان و دختران این مرز و بوم شاد و آزاد باشند😔
خواهش میکنم   نجفی هم یکی از شرکاشونه  تو هلدینگ   و البته عمو زاده شونم هست   د ...

اره دقیقا انقد همه میگن پسر عمو نسبتا رو نمیفهمم الان متوجه شدم ممنونم 💜💜💜

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز