عزیزم کامل درکت میکنم
چقدر این عشقایی که به وصال نمیرسه دردناکه
هنوزم هروقت به دستام نگاه میکنم
دستش رو حس میکنم که توی دستامه
هر وقت به گونم توی آینه نگاه میکنم
با خودم میگم این گونه ای که لمس شده تنها قسمت زیبای جسم منه
وقتی بیرون میرم همه هستن جز اون
جایی نفس میکشم که اون نیست
تمام روز ساعت ها بهش فکر میکنم به روزای خوبی که میتونستیم باهم داشته باشیم
همیشه بهش میگفتم بعد خدا و مادرت هیچکس به اندازه من دوستت نداره
چشماش آخ امان از اون چشم هاش
که مهربونی ازش میبارید
چقد نامرد دنیا
حتی نمیتونم بهت بگم خودتون اذیت نکن
یا ناراحت نباش
چون به این زودیا زخمامون خوب نمیشه