حالم بده خیلی
امروز رفتم خونه ی پدر شوهر ..الان که اومدم خونه لباسمو عوض کردم دیدم خشتکم پاره بوده اصلا نفهمیدم .قسمت بد ماجرا هم اینکه شورتام رو عادت دارم زود به زود بندازم کنار این سری که جمع کردم انداختم بیرون جایگزین نداشتم بپوشم گفتم هر وقت رفتم بیرون میخرم باز
واسه همین شورتم نپوشیده بودم 😖😢
از وقتی اومدم هزار بار موقعیت خودمو توی ذهنم تجسم کردم ببینم دیدن یا .
هیچ کس نبود خونشون من بودم و مادرشوهرمو پدرشوهرم و جاریم .
میدونم مادرشوهر یا جاریم میدید حتما بهم میگف .اما استرس اینو دارم که پدرشوهرم دیده باشه .چیکار کنم یه چی بگین من اروم شم .
از وقتی اومدیم همسرم میگه چی شده کسی چیزی گفته .
😥😭😭😭😭