من گریه میکردم میگفتم بدبخت شدم دیگه نمتونم برن بخورم یاغذا
برنج خام میدیدم چه پخته حالم بد میشد
یمدت کالجوش خوردم بعد زده شدم یمدت آش رشته پر دوغ یه دوماهیم کامل گشنه موندم
تا ماه پنجمم همینحوربودم خداسر کسی نیاره
بوی مایع لباسشوییم هنوزم چندشه برام .به بوی عطر شوهرم یماهه عادت کردم
عطرشو قایم کرده بودم