منو وشوهرم باهام دوست بودیم بعد یه بار باهم رفتیم بیرون یادش رفته بود گوشیشو بیاره بعد رفتیم گوشیشو بیاره من نشسته بودم تو ماشین جلو در خونشون تا بیاد باباش اومد منو دید 🤣🤣🤣
یبار شوهرم خیلی خوشتیپ کرده بود بعد رفتیم بیرون مدام میگ بمن نمیخوره بجه داشته باشما ۲۶ سالشه اخه بعد منم هی حرص میخوردم تو راه ترافیک بود ی دختره گل میفروخت گف اقا ی گل واسه دوس دخترت بخر ..
یه بارم خونه مادر شوهرم بودیم بعد دختر خواهرشوهرم به شوهرم گفت دایی چرا نی نی نمیکنی تو دل زنداییی جلو همه آب شدیم از خجالت رفتم تو اتاق بیرون نمی اومدم