از خشم و عصبانیت و رددادناتون بگین به نامزد یا شوهر یا دوست پسرتون خاطره های جالب بگین ….
وای من یه بار مچ نامزدمو گزرفتم تو گوشیش خواب بود اولین چیزی که دیدم یه لگد محکم زدم بهش همونو از خواب پرید از جاش گفت چی شدههه چی شده ه 😄😄😄بعد میگفتم الان دست و پاهاتو میبندم ازت اعتراف میگیرم 😄😄 واقعا توانایی این کارو داشتم
فقط قیافش همه چیش ریخته بود 😄😄