من با خانواده شوهرم تو یه ساختمونم بعد هربار بچم گریه میکنه نوزاده بعدش که مادرشوهرمو میبینم میگه بابا دیروز خیلی حرص خورد بمن گفت برو ببین بچش چشه .در صورتیکه اصن بچه من براشون هیچ اهمیتی نداره فقط میخان بگن تو عرضه بچه دازی نداری هربار پدزشوهرم میبینتم میگه چکاره بچه میکردی که گریه میکرد مراقبش باش چرا گریه میکنه .منم گفتم بچه که مجسمه نیس بلاخره گریه میکنه زبون که نداره بفهمونه چشه که
هربار صدا بچمو میشنوم هی میگن چکاره بچه کردی درصورتیکه از روزی که زاییدم هیچکار برام نکردن همه زحمتم رو دوش مامانم بوده
همشم صبح تا شب شب تا صبح خودم مراقبش بودم خیلی دلم میسوزه ازین قضاوتای بی مورد 😔