امیر ندیدین نمیدانین چقدررر کم رووووو
فردای او روز مخاست بره ماموریت گفت 6روز نیستم روش نمیشد بگه
تا شب هی میگفت 6 روز نیستم
آخرش خودم گفتم بهش لپاش قرمز شد او شب اصلا خیلی عجیب بود منم حالم اصن یه جوری بود تا حالا ایقد غرق کار نشده بودم هر دو نفهمیدیم
ویسا شوهر بکنی دقیقا میدانی مه چ میگم