اینهمه تللاش کردم فداکاری کردم واسه نامزدم اخرس چون بابام باهاش موافق نبود خیلی راحت میگه بیا خونه من بریم عقد کنیم یا باباتو بزاریم تو عمل انجام شده.انقدر از چشمم افتاده.همش تقصیر فامیلشه عین بیشورا هردفعه این باهاشون درد ودل کرد یک زری زدن به ضرر من.فامیله گهی داشت