امروز رفتیم بیرون دوتایی ی خانم فوق خوشگل خوش اندام اومد از کنارمون رد شد خوش اندام بود خیلی مرد پسند
قبل اون با شوهرم میگفتیم میخندیدم بعد اونکه رد شد شوهرم با چشماش میخور خیلی ناراحت شدم ولی هیچی نتونستم بگم«مامانم همیشه میگه هیچی نگو چون خودت بی ارزش میشی »بعد اون رفت تو فکر بخدا بعد 5دیقه گفت ب. ا.س.ن.خیلی کوچیکه
بزرگ کنی بهتر میشه
بخدا تو فامیل ب من میگن جنیفر
اندام منم خیلی خوبه ولی
بیچاره بچم از اون وقت تاحالا شکمم خیلی درد میکنه