من یه دوست داشتم ک ده سالی بود باهم بودیم و و مثل خواهر هم دیگه رو دوست داشتیم
ولی این وسط یه اتفاقی افتاد ک ازش بی خبر بودم
شوهرم تقریبا سه سال پیش ب خواستگاری دوستم رفته بود و 6 ماه باهاش بود و دوستم رو وابسته ی خودش کرده بود ولی بعد ب این نتیجه رسیده بود ک ب درد هم نمیخورن و تفاهم ندارن شوهرم زده بود زیر همه چی و دوستم رو نخواسته بود
من اصلا از این ماجرا خبر نداشتم
ولی دیدم ک دوستم بشدت افسرده شده بود و هر چیازش میپرسیدم چی شده بهم نمیگفت
تا اینکه یه روز خواهر شوهرم اومد خونه ی ما و کسب اجازه کرد برای آشنایی منو شوهرم