چند وقت پیش تاپیک زدم که شهرستان بودم وقتی خواستم برگردم خواهرم و چند تا از اقوام درجه یک با من اومدن خونم همسرم دو هفته تنها بود و حسابی خونه رو کثیف کرده بود البته چون من قصد جا به جا یی داشتم هم زیاد به خونه نرسیده بودم گفتم میرم شهرستان و میام بعد برا جا به جایی حسابی تمیز می کنم. وقتی مهمونا با من اومدن خییلی بهم تیکه انداختن که چرا خونه مرتب و تمیز نیست منم صد بار توضیح دادم حالا هر وقت صحبت تمیزی میشه بهم تیکه میندازن و میگن تو و تمیزی یا اینکه مگه تو هم خونه رو تمیز می کنی و این حرفا دیگه واقعا دارن رو اعصابم می رن ولی نمی دونم چطور جوابشون رو بدم آخه صد بار توضیح دادم
بهشون بگو آدم خون هم میبینه چشمش رو میبنده ، شما یبار اومدید دارید ابرو منو همه جا میبرید که اثبات کنید خودتون خوبید؟ بگو اره خونه من همینه هر کی ناراحته دیگه تشریف نیاره
اشتباه صد درصد با خودته...اولا اونا که میخاستن باهات بیان یا تو یروز زودتر میومدی یه دستی به خونه می ...
شوهرم اومده بود شهرستان دنبال من که اونا هم گفتن حالا که اومده ما هم باهات میایم می خوایم بریم دکتر. کسی خونه نبوده که تمیز کنه بعدش نمی تونستم بگم که با ما نیاد چون ماشین نداشتن و خواستن با ماشین ما بیان
بگو آره هر طور راحتید فک کنید مهم خودمم که میدونم اینطور نیست
من که باز برعکس شماهم همیشه نامرتبم مهمون میاد سریع خونرو تمیز میکنم😅😝آبجیم اومده بود میگفت به به همه چیت خوشبو کابینتا یخچال همه چی مرتب😕😂😂😂😁
خدایا میشه نی نی مون رو بی زحمت بدید😔خیلی وقته منتظرم..خدایا میشه اونجا مواظبش باشی و بهش بگی که مامانت خیلی دوستت داره انقد تلاش میکنه بیای تو دلش؟🥰🥰خدایا میشه بهم آرامش بدی بتونم دووم بیارم بدون اون؟خدایا میشه اجروثواب مادرهارو به منتظرای بچه هم بدی؟😔😔😔😔
این دفعه که تیکه انداختن..بگو خودتونو میزنید به نفهمی .واقعا نمیدونید وقتی دو هفته شوهرو تنها بذاری خونه رو به گند میکشن....خدا نکنه چیزی از کسی ببینین ..اینا رو بگو
خونه رو که جا به جا کردم مامانم زنگ زد و گفتم فرش ها رو دادم قالی شویی و کل وسایل رو شستم و..... گفت خوب کاری کردی واقعا کثیف بودن 🤕این یعنی به مامانمم گفتن حالا من این همه تمیز می کنم سال به سال یکی از اقوام خودم نیومدن و ببینن
شوهرم اومده بود شهرستان دنبال من که اونا هم گفتن حالا که اومده ما هم باهات میایم می خوایم بریم دکتر. ...
من درکت میکنم چون منم با مادرشوهر خواهر شوهرم برگشتیم خونه ما که خیلی از خونمون دوره خونشون و خونه نامرتب بود مدام مادرشوهرم میگفت آدم باید دوروبرشو جمع کنه..ولی باورت میشه عین خیالم نبود..حرص نداره که بذار فک کنه عروس کثیفیم..من تازه شوهرمم برام مهم نیست😆همیشه غر میزنه من نمیشنوم چی میگه🙉
خدایا میشه نی نی مون رو بی زحمت بدید😔خیلی وقته منتظرم..خدایا میشه اونجا مواظبش باشی و بهش بگی که مامانت خیلی دوستت داره انقد تلاش میکنه بیای تو دلش؟🥰🥰خدایا میشه بهم آرامش بدی بتونم دووم بیارم بدون اون؟خدایا میشه اجروثواب مادرهارو به منتظرای بچه هم بدی؟😔😔😔😔