من همیشه شلوار قد ۸۰ میپوشیدم کاریم نداشت ول میگردم و بی حجابم
تا ۱۱ ،۱۲ شب هم بیرونم
شالمم همیشه از سر افتاده
با پسرای فامیلم وحشتناک رفیق ام و میگیم و میخندیم
خونه دوست و اشنا ینی هرجایی لختی میگردیم کلا همه ینی کلا راحتیم
با پسرایی هم ک میشناسم حالا حتی غریبه هم رفت و امد دارم
سفر مجردی هم میرم
و....
داداشم کلا با اینا هیچ مشکلی نداشت هیچی ها هیچی چون همیشه بهم اعتماد داشت چون من تاحالا هیچ گندی بالانیاوردم و دستم ب دست پسر نامحرمم نخورده ولی الان واسه تک تکش گیر میه ک کجایی با کی میری ساعت ۹ بیای خونه چرا شلوارت کوتاهه جلو مانتوتو ببند خودم میرسونمت :/ اصلا هنگم چرا اینقدر گیر میده بم؟ اخه تا دیروز کاریم نداشت؟من کار خلافیم نکردم اصلا چرا یهو متحول شد؟ ب خودشم میگم جواب درست درمون نمیدع :/ من باهاش خیلی رفیق بودم خیلی صمیمی همه چیو ب هم میگفتیم و همیشه هوامو داشت اما الان گیر ببخود میدع!
دردش چیه ب نظرتون ؟