یک حاجت داشتم و خیلی اصرار میکردم و کلی حرم امام رضا رفتم و گریه کردم و التماس کردم چله برداشتم ،چل روز به زیارت امام رضا رفتم ولی نشد😔 آخرش گفتم برم پیش پسرشون ،و ایشون به پدرشون قسم بدم ،کاظمین رفتم و اونجا هم کلی دعا و استغاثه ولی حاجتم برآوردا نشد و چندسال فکر میکردم منو نگاه نمیکنن و اصلا به حرفم گوش نمیدن همیشه به امام رضا میگفتم کو اون امام رئوف که کسیو دست خالی برنمیگردونه ،ولی خدا خواست و من صبر کردم و الان بعد ۷ سال فهمیدم اصلا نباید من به اون حاجت میرسیدم و الان خیلی خوشحالم ،ولی چه کنم که همیشه با روی سرافکنده میرم حرم امام رضا شرمنده ام ازش چون خیلی با بی ادبی توی حرم صحبت میکردم😔😔😔