سلام
خانوما ب راهنماییتون احتیاج دارم، شاید با حرفاتون یکم ب خودم بیام
تو بلاتکلیفی ام، خیلی حالم بده
من 18 سالمه، پسرخالمو دوست دارم و 30 سالشه ، اونم میگه ک دوستم داره، چند وقته با هم تلفنی در ارتباطیم
خیلی ابراز علاقه میکنه اما اصلا حرفی از ازدواج نمیزنه
چندبار ک برام خاستگار اومد بهش گفتم ک ببینم چی میگه
میگفت ک قبول نکن تو هنوز فرصت زیاد داری واس ازدواج و فعلا زوده و از این حرفا، ولی هیچوقت نگفت ک ب پای من بمون
بعد چند شب پیش خونشون بودم، شب ازم خاست ک برم پیشش، بهم گفت ک فقط میخاد چن دیقه پیش هم باشیم، منم از سر خَریت قبول کردم و رفتم پیشش، ولی بهم پیشنهاد دیگه ای و داد و منم قبول نکردم برگشتم
دخترخالم میگه ک چند بار خانوادش منو بهش پیشنهاد دادن برای ازدواج اما چیزی نگفته فقط لبخند زده
ن گفته اره ن گفته ن
نمیدونم قصدش چیه، دارم دیونه میشم، من واقعا دوسش دارم
در ضمن اینو بگم ک خانواده هامون اصن باهم نمیسازن و قطع رابطه کردن. ولی منو دختر خاله هام فقط میام و میریم
خودم حدس میزنم ک یکی از دلیلایی ک منو واس ازدواج نمیخاد اینه،ولی باز نمیدونم، بلاتکلیفم😔